و باز هم من
سیلام دوستای خوب و مهربونم
امروز بالاخره یه وقت کوچولو اضاف آوردم تا بیام و دوباره براتون نطق کنم
ولی میدونین چیه؟؟؟؟؟؟؟چی؟؟؟؟؟؟؟؟نمیدونین؟خب یه نگاهی به تاریخ نوشته ام کنین تابفهمین.گرفتین؟نه؟؟!!!!!! بابا باز آمد بوی گند امتحان. وخلاصه یه چند وقتی از بودن در کنار من محروم میشید.بذارید حالا که اومدم سراغ وبم یه کم دردودل کنم.دلم واسه علیرضا یه ذره شده
نمیدونم کی میبینمش ولی از شواهد پیداست شاید یه١٠روزه دیگه بیان.اونقدر دلم تنگه که دوست دارم چشمم رو ببندم و وقتی باز میکنم عمم و پسرگلش رو جلو خودم ببینم.خداکنه بیان
آخیش!! یه کم از این بار سنگین رو دلم کاسته شد.مرسی از اینکه تا اخر درد و دلم رو خوندین
تا روزی دیگر خدا نیگه دار دوسی ها
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


و باز هم من
